فلسفهٴ مشايي. آثار متعدد ديگري هم دربارهٴ فلسفه و تصوف تأليف كرد: كتاب التلويحات؛ كتاب المَشارع و المُطارحات؛ كتاب اللمحات فيالحقائق؛ كتاب هيا كلالنور؛ و غيره.
حكمةالاشراق تركيبي بود از عناصر كهن ايراني با اصول نوافلاطوني، گنوسي، و ساير تخيلات هلنيستي، كلام اسلامي، علوم غريبهٴ شيعي. سهروردي با سيميا (جادوي طبيعي) آشنايي كامل داشت. بهنظر ميرسد كه اين گرايش التقاطي در سدهٴ دهم، در غرب اقصا پديد آمد، وابن مُسَرّهٴ قرطبي بنيانگذار واقعي آن بوده است (
¿ يادداشت اين جانب دربارهٴ ابنعربي در نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم). احتمال دارد كه سهروردي حتي در شرق اولين شخص نبوده است، چون چنين تمايلاتي در اسلام قدمت زيادي دارد. ابنسينا كتابي دارد به نام الحكمة المشرقية، ولي بايد توجه داشت كه اين كتاب دربارهٴ حكمت اشراق نيست، بلكه فقط دربارهٴ فلسفهٴ شرقي است.
ابنجوزي
جمالالدين ابوالفرج (يا ابوالفضائل) عبدالرحمن بن علي بن محمد جامعالعلوم مسلمان (حنبلي) در حدود 1115، در بغداد زاده شد؛ در بغداد و مكه برآمد؛ در 1201، در بغداد درگذشت. از باسوادترين مردان عصر خويش بود و فعاليت وسيع ادبياش را در ميان مسلمانان فقط با سيوطي (نيمهٴ دوم سدهٴ پانزدهم)، ميتوان قياس كرد. آثار بسيار متعددش دربارهٴ تاريخ، زبانشناسي، شرح احوال، حديث، فقه، قرآن، اخلاق، طب، جغرافيا و غيره است. ظاهراً مهمترين تأليفش تاريخ عالم است از زمان خلقت تا سال 1180، به نام كتاب المنتظم في مُلْتَقَطِ الملتزم.1 تحريري انتقادي از احياءالعلوم غزالي فراهم كرد. كتابي در كليات طب نوشت بهنام لُقَط المنافع فيالطب، و كتاب ديگري بهنام الطبالروحاني. همچنين، نوعي شرح حال خودنوشت تأليف كرد بهصورت نامهاي خطاب به فرزندش، با عنوان لِفْتَةالكَبِد، كه در آخر آن فهرستي از آثار خود را داده است؛ دو فهرست ديگر هم از اين آثار فراهم كرد.
عمر سهروردي
ابوحفص عمر بن عبداللّه سهروردي (كه او را نبايد با ابوالفتوح يحيي سهروردي اشتباه كرد؛ هر دو ملقب به شهابالدين بودند) در 1144 ـ 1145، در سهرورد جبال زاده شد؛ در بصره، و سپس